صائب تبریزی_دیوانمتفرقه (فهرست)

شمارهٔ 549

1. زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟

2. پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن

3. کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟

4. خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن

5. ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی

6. دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن

7. غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبل

8. که عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عالم شهر گو مرا وعظ مگو که نشنوم
* پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم
شعر کامل
سعدی
* ز دریا بدریا سپاه ویست
* جهان زیر فر کلاه ویست
شعر کامل
فردوسی
* نصیحتگوی ما عقلی ندارد
* بر او گو در صلاح خویشتن کوش
شعر کامل
سعدی