سلمان ساوجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 381

1. گلرخا برخیز و بنشان سرو را بر طرف جوی

2. روی بنمای و رخ گل را به خون دل بشوی

3. سایه را گو: با رخ من در قفای خود مرو

4. سرو را گو: با قد من بر کنار جو مروی

5. بلبل ار گل را تقاضا می‌کند عیبش مکن

6. این چنین وجهی کجا حاصل شود بی گفت و گوی؟

7. دامن افشان خیز و یک ساعت چمان شو در چمن

8. تا بر افشاند چو گل دامن بهار از رنگ و بوی

9. ظاهرا گردیده بودی گوی سیمین غبغت

10. نیستم آیینه آئین کو کند خدمت به روی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یافتم روشندلی از گریه های نیمشب
* خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب
شعر کامل
رهی معیری
* زدوده تیغها اندر کف ایشان چو نیلوفر
* شده نیلوفر از خون بداندیشان چو آذ‌ریون
شعر کامل
امیر معزی
* در ماهتاب دوش خرامان همی شدی
* ماهت بدید و چادر شب پیش رو گرفت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی