سنایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 101

1. آنی که چو تو گردش ایام ندارد

2. سلطان چو تو معشوق دلارام ندارد

3. چون دانهٔ یاقوت تو گل دانه ندارد

4. چون دام بناگوش توبه دام ندارد

5. بادی نبرد در همه آفاق که از ما

6. سوی لب تو نامه و پیغام ندارد

7. دادی ندهد عشق تو ما را که در آن داد

8. بی داد تو افراخته صمصام ندارد

9. من در نرسم در تو به صد حیله و افسون

10. گویی قدم دولت من گام ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
* چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
شعر کامل
حافظ
* شمع خندید به هر بزم، از آن معنی سوخت
* خنده، بیچاره ندانست که جائی دارد
شعر کامل
پروین اعتصامی
* آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد
* زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است
شعر کامل
حافظ