سنایی_دیوانقصیده و قطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 92

1. کسی را که سر حقیقت عیان شد

2. مجاز صفات وی از وی نهان شد

3. نشان آن بود بر وجود حقیقت

4. که نام وی از نیستی بی نشان شد

5. کسی کو چنین شد که من وصف کردم

6. یقین دان که او پادشاه جهان شد

7. ملک شد زمین و زمان را پس آنگه

8. چو عیسی که او ساکن آسمان شد

9. روان گشت فرمان او چون سنایی

10. مر او را که گفت او چنین شو چنان شد

11. خلیل از سر نیستی کرد دعوی

12. که سوزنده آتش برو بوستان شد

13. چو «ارنی» ست از نفس بر طور سینا

14. قدمگاه او جمله آب روان شد

15. نبینی که هر کو ز خود گشت فانی

16. قرین قضا گشت و صاحبقران شد

17. هم از نیستی بد که با خاک مشتی

18. محمد به جنگ سپاه گران شد

19. چو در نیستی زد دم چند عیسی

20. تن بی‌روان از دمش با روان شد

21. بسا کس که در نیستی کسب کردند

22. گمانها یقین شد یقینها گمان شد

23. کسی کو ز حل رموزست عاجز

24. بیان سنایی ورا ترجمان شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نیکخواهانم نصیحت می‌کنند
* خشت بر دریا زدن بی‌حاصلست
شعر کامل
سعدی
* تهی ز باده حکمت مدان خموشان را
* که همچو کوزه سر بسته پر می نابند
شعر کامل
صائب تبریزی
* هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد
* زانکه گفتم که بدان پسته دهن می‌مانی
شعر کامل
خواجوی کرمانی