سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 222

1. آنچه عشقت با دل ما می کند

2. موج در اطراف دریا می کند

3. آنچه دارم عشق تو از من ببرد

4. هرچه بیند ترک یغما می کند

5. نقطه خال عدس مقدار تو

6. چون عدس تولید سودا می کند

7. هر غمی کز عشقت آید در درون

8. جان برغبت در دلش جا می کند

9. روح را فیض از لب جان بخش تست

10. زآن چو عیسی مرده احیا می کند

11. من غلامی تو می خواهم چنانک

12. بنده آزادی تمنا می کند

13. آن سر گیسوی همچون سلسله

14. عقل را زنجیر در پا می کند

15. من نبودم واله و شوریده لیک

16. عشق رویت این تقاضا می کند

17. نیست با عاشق جفا آیین دوست

18. با من درویش عمدا می کند

19. گرچه بر چون من گدایی در ببست

20. بر سگان کوی در وا می کند

21. در خرامیدن قد چون سرو او

22. کار صد دل زیر وبالا می کند

23. دل بخوبان دگر از شوق او

24. چون مگس آهنگ حلوا می کند

25. چون صدف ازآب دریا سیر نیست

26. قطره می بیند دهن وا می کند

27. وصف رویش سیف فرغانی مدام

28. همچو مجنون وصف لیلا می کند

29. شد بهار وگل بباغ آورد رخت

30. بلبل شوریده غوغا می کند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کدام بلبل آتش نفس به باغ آمد؟
* که خون مرده دلان جوش ارغوان برداشت
شعر کامل
صائب تبریزی
* جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
* هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
شعر کامل
حافظ
* کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
* در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
شعر کامل
حافظ