سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 419

1. ای گلستان شکفته بنسیم وباران

2. همچو غنچه چه کنی روی نهان از یاران

3. عاشقان گر بخزان از تو بهاری خواهند

4. بدو رخسار ودو چشم از تو گل از ما باران

5. طالب سایه تو جمله خورشید رخان

6. عاشق صورت تو زمره معنی داران

7. ای چو جان داروی تو خسته دلان را مرهم

8. من ز درد تو خوشم چون زشفا بیماران

9. همه در عهد تو در ماتم حسن خویشند

10. سرخ رویان کلهدارو سیه دستاران

11. بهر آن زلف که بر پای دلم زنجیرست

12. نه منم شیفته سر بلکه چو من بسیاران

13. آدمی چون رهد از عشق که مر انسان را

14. دیو آن وسوسه گشتند پری رخساران

15. حزن بر عاشق تو بسته در خواب ولیک

16. آستان تو شده بالش شب بیداران

17. سیف فرغانی قول تو ترانه است وغزل

18. بعد ازین دست بدار از عمل بی کاران


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* منه دل بر وفای چرخ کجرو هوش اگر داری
* که دستش هر زمان چون تاک بر دوش دگر باشد
شعر کامل
صائب تبریزی
* هم ز وصف لبت زبان خجلست
* هم ز زلف تو مشک و بان خجلست
شعر کامل
اوحدی
* بی تو حرامست به خلوت نشست
* حیف بود در به چنین روی بست
شعر کامل
سعدی