سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 498

1. ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده

2. بضیای تو شده چهره خور پوشیده

3. دوست درباطن معنی طلبان چون جانست

4. باثر ظاهروپیدا زنظر پوشیده

5. اینت اعجوبه که در پیش دوکس بر یک چشم

6. منکشف باشد و بر چشم دگر پوشیده

7. عشق عنقاست وما بچه آن عنقاییم

8. ازپی نام ونشان رنگ بشر پوشیده

9. آن هما سایه چو می دید که ما می بالیم

10. بچه خویش همی داشت بپر پوشیده

11. چون بدانست که ما لایق پرواز شدیم

12. گفت ما بچه نداریم دگر پوشیده

13. اندرین راه روان کرد نخست آدم را

14. ژنده فقر بدو داده ودر پوشیده

15. پس بصد ناله وزاری سوی آن کوی آمد

16. آدم از علم وعمل زی سفر پوشیده

17. حامل بار محبت شد وآگاه نبود

18. زآنک در زیر رمادست شرر پوشیده

19. آشکارا نتوان کرد قضایی که براند

20. در میان عشق توچون سر قدر پوشیده

21. سیف فرغانی خواهد که کند بر دل او

22. عشق تو همچو شب قدر گذر پوشیده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل می رود به حلقه زلفش به پای خود
* دام آنچنان خوش است و شکار اینچنین خوش است
شعر کامل
صائب تبریزی
* دلی خزینه گوهر شود که چون دریا
* هزار مهر ز گرداب بر دهن دارد
شعر کامل
صائب تبریزی
* طریق خدمت و آیین بندگی کردن
* خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
شعر کامل
حافظ