سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 50

1. تبارک الله از آن روی دلستان که تراست

2. ز حسن و لطف کسی را نباشد آن که تراست

3. گمان مبر که شود منقطع بدادن جان

4. تعلق دل از آن روی دلستان که تراست

5. بخنده ای بت بادام چشم شیرین لب

6. شکر بریزد از آن پسته دهان که تراست

7. ز جوهری که ترا آفریده اند ای دوست

8. چگونه جسم بود آن تن چو جان که تراست

9. ز راه چشم بدل می رسد خدنگ مژه

10. مرا مدام ز ابروی چون کمان که تراست

11. چه خوش بود که چو من طوطیی شکر چیند

12. ببوسه زآن لب لعل شکرفشان که تراست

13. بغیر ساغر می کش بر تو آبی هست

14. ببوسه یی نرسد کس از آن لبان که تراست

15. اگر کمر بگشایی و زلف باز کنی

16. میان موی تو گم گردد آن میان که تراست

17. چو عندلیب مرا صد هزار دستانست

18. بوصف آن دو رخ همچو گلستان که تراست

19. صبا بیامد و آورد بوی تو، گفتم

20. هزار جان بدهم من بدین نشان که تراست

21. بیا که هیچ کس امروز سیف فرغانی

22. ندارد آب سخن اینچنین روان که تراست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود
* شفاعت همه پیغمبران ندارد سود
شعر کامل
سعدی
* نرگس ز نشاط ماه فروردین
* بر دست نهاد ساغر زرین
شعر کامل
امیر معزی
* از درون خستگان اندیشه کن
* وز دعای مردم پرهیزگار
شعر کامل
سعدی