سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 511

1. دوست جز دل نمی پذیرد جای

2. در دل بر کسی دگر مگشای

3. دوست را هیچ جانخواهی یافت

4. تا ترا در دو کون باشد جای

5. در آن دوست را که کلید تویی

6. تا درآیی زخویشتن بدرآی

7. برسرکوی آن توانگر حسن

8. سیر از هر دوعالمست گدای

9. ازپی نان اگر سخن گوید

10. همچو لقمه زبان خویش بخای

11. ملک دنیا به اهل دنیا ده

12. کاه تسلیم کن بکاه ربای

13. دست همت برآور ای درویش

14. خویشتن را ازین وآن بربای

15. هرکه از دام غیر دانه بخورد

16. مرغ اوراست بیضه گوهر زای

17. تیره از زنگ حب جان ماندست

18. دل که آیینه ییست دوست نمای

19. جانت گر در سماع خوش گردد

20. چون شکر درنی ودم اندر نای

21. از سر وجد دست برهم زن

22. زود بر فرق آسمان نه پای

23. حال خود را ز چشم خلق بپوش

24. گنج داری بمفلسان منمای

25. دست در کار کن که از سر مویی

26. نگشاید گره بناخن پای

27. هرکه بر خود در مراد ببست

28. دست او شد کلید هر دو سرای

29. کم سخن باش سیف فرغانی

30. وربگویی برین سخن مفزای


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره
* هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد
شعر کامل
هلالی جغتایی
* دو منزل یکی کرد و آمد دوان
* همی تاخت برسان تیر از کمان
شعر کامل
فردوسی
* گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
* دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
شعر کامل
حافظ