سیف فرغانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 69

1. دلم بسلسله زلف یار در بندست

2. اگر قبول کنی حال من ترا پندست

3. زبند مهرش چون پای دل شود آزاد

4. مرا که باسر زلفش هزار پیوندست

5. بسان لیلی بگشایی وببندی زلف

6. ترا خبر نه (که) مجنونی اندرین بندست

7. برآوری زمن تلخ کام هر دم شور

8. ازآنکه پسته شیرین تو شکر خندست

9. ازآرزوی رخ تو اگر بباغ روم

10. کدام لاله برخساره تو مانندست

11. زکات خوبی خود را دمی بباغ خرام

12. که گل بدیدن روی تو آرزومندست

13. زعاشقان تو امروزدر زمانه منم

14. کسی که او بسلامی زدوست خرسندست

15. کسی که او اثر صبح روز وصل ندید

16. شب فراق چه داند که تا سحر چندست

17. جواب سعدی گفتم بالتماس کسی

18. که او هزار چو من بنده را خداوندست

19. دل مرا که شد ازدست درهمه حالی

20. بخاک پای و سر کوی دوست سوگندست

21. چو عندلیب همی نال سیف فرغانی

22. ازآنکه گل را ایام حسن یکچندست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
* به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
شعر کامل
سعدی
* چشم بدت مباد، که نقل و شراب من
* آماده از دو چشم چو بادام کرده ای
شعر کامل
صائب تبریزی
* بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
* هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی
شعر کامل
جامی