شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1178

1. تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم

2. در هوایش همچو دیده سو به سو گردیده ایم

3. نقشبندی می کند هر دم خیالش درنظر

4. این چنین نقشی ندیدستیم و هم نشنیده ایم

5. شاه ما گوشه نشینان دوست می دارد از آن

6. با خیالش خلوتی در گوشه ای بگزیده ایم

7. بلبل مستیم و در گلشن نوائی می زنیم

8. تا گلی از گلستان وصل جانان دیده ایم

9. زاهد بیچارهٔ مسکین به عمر خود ندید

10. آنچه ما از جرعه ای جام شرابی دیده ایم

11. ما لب خود را به آب زندگانی شسته ایم

12. تا لب جامی به کام جان خود بوسیده ایم

13. نعمت الله ساقی و ما عاشقان باده نوش

14. عاشقانه جام می شادی او نوشیده ایم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* منکه چون سرو از جهان یکباره آزاد آمدم
* دامنم چون نرگس ار پر زر نباشد گومباش
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* ضرورتست که نیک کند کسی که شناخت
* که نیکی و بدی از خلق داستان ماند
شعر کامل
سعدی
* سخن چون برابر شود با خرد
* روان سراینده رامش برد
شعر کامل
فردوسی