شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 202

1. خوش آب حیاتیست که گویند شرابست

2. حالی و چه خوش حال که دل مست و خرابست

3. غیری به تو گر روی نماید مگذارش

4. کان نقش خیالست که در دیدهٔ خوابست

5. گویند که امواج حبابست درین بحر

6. آبست که در دیدهٔ ما عین حجابست

7. هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

8. مهر است به چشم من و تو ماه نقابست

9. این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوقست

10. بنویس که مجموعهٔ مجموع کتابست

11. بی تو گل توحید که خوشبو شوی از وی

12. هر چند گلابست ببو نام گلابست

13. سید طلب و رو به خرابات مغان آر

14. می رو به سلامت که ره خیر و صوابست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
* نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
شعر کامل
حافظ
* جان میده وداد طمع و حرص مده
* غم میخور و نان منت آلوده مخور
شعر کامل
عبید زاکانی
* جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط
* که خارهای مغیلان حریر می‌آید
شعر کامل
سعدی