شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 250

1. نور روی او به او دیدن خوش است

2. گرد او چون دیده گردیدن خوش است

3. حال عشق از عقل می پرسی مپرس

4. ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است

5. کار بی کاریست کار عاشقی

6. این چنین خوش کار ورزیدن خوش است

7. گفتهٔ مستانهٔ ما خوش بود

8. رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است

9. بگذر از نقش خیال غیر او

10. روی دل از غیر پیچیدن خوش است

11. نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست

12. می به رند مست بخشیدن خوش است

13. خوش بود آئینهٔ گیتی نما

14. نعمة الله را در آن دیدن خوشست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
* سر و زر در کنف همت درویشان است
شعر کامل
حافظ
* من آن زمان ز دل چاک چاک شستم دست
* که شانه راه در آن زلف عنبرافشان یافت
شعر کامل
صائب تبریزی
* پند پیرانه دهد واعظ شهرم لیکن
* من نه آنم که دگر پند کسی بپذیرم
شعر کامل
حافظ