شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 519

1. هر زمان عشقی ز نو پیدا شود

2. هر نفس جانی دگر شیدا شود

3. چون درآید در شمار عارفان

4. در سواد ملک دل غوغا شود

5. چون برآید آفتاب مهر او

6. جان و دل چون ذره ناپیدا شود

7. گر ز پیش دیده بردارد نقاب

8. چشم نابینای ما بینا شود

9. غرقه شو در بحر عشقش کز یقین

10. قطره با دریا شود دریا شود

11. دست با او در کمر بازی کند

12. کو به عشقش می برد بی پا شود

13. سید ما چون سخن گوید ز حق

14. نعمت الله این چنین گویا شود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب فراق که داند که تا سحر چند است
* مگر کسی که به زندان عشق دربند است
شعر کامل
سعدی
* همان بهتر که لیلی در بیابان جلوه گر باشد
* ندارد تنگنای شهر، تاب حسن صحرایی
شعر کامل
صائب تبریزی
* خوشم از گریه خود، گر چه همه خون دل است
* زانکه بوی تو ز هر قطره خون می آید
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی