شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 88

1. همت از درویش صاحب دل طلب

2. خدمت درویش کن حاصل طلب

3. درد هجران از دل درویش جو

4. راحت ار می جویی از واصل طلب

5. گوهر ار خواهی درآ در بحر ما

6. ور نمی خواهی برو ساحل طلب

7. حضرت جانانه را از جان بجو

8. خدمت دلدار خود در دل طلب

9. مشکلت حل وا شود گر طالبی

10. هم ز طالب حل این مشکل طلب

11. در ره عشقش قدم مردانه نه

12. رهبری صاحبدلی کامل طلب

13. قابل کامل اگر آری به دست

14. نعمت الله را از آن قابل طلب


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نفسی بیا و بنشین سخنی بگوی و بشنو
* که قیامتست چندان سخن از دهان خندان
شعر کامل
سعدی
* باش تا خواجه درین باب چه گوید، چه کند
* آب چون زنگ خورد یا می چون آب بقم
شعر کامل
فرخی سیستانی
* یا بیا کن دل ز خون چون نار و نفع خلق شو
* ورنه رخ را رنگ ده بی نفع چون گلنار باش
شعر کامل
سنایی