شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 920

1. جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرس

2. مانند دردمند ز دردش دوا بپرس

3. نقش بلا مگو تو که آرام جان ماست

4. لطفی کن از کرم چو ببینی ز ما بپرس

5. ما بنده ایم و حضرت او پادشاه ماست

6. با پادشه بگو که ز حال گدا بپرس

7. از عقل بی خبر ، خبر عشق او مجو

8. سریست عشق او ز دل ما بیا بپرس

9. بگذر خوشی به کوی خرابات عاشقان

10. از رند مست لذت ذوق مرا بپرس

11. ما محرمیم در حرم کبریای او

12. اسرار او ز محرم آن کبریا بپرس

13. از ما مپرس قصهٔ دنیا و آخرت

14. اما ز سیدم خبری از خدا بپرس


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به منزل رسید آنک پوینده بود
* رهی یافت آن کس که جوینده بود
شعر کامل
فردوسی
* زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
* شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
* هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
شعر کامل
حافظ