شاه نعمت‌الله ولی_دیوانمثنوی ها (فهرست)

شمارهٔ 3

1. یک حقیقت در دو مظهر رو نمود

2. دو نمود اما حقیقت دو نبود

3. یک وجود است و کمالاتش بسی

4. سر این نکته نداند هر کسی

5. معنیت معشوق و صورت عاشق است

6. ور به گردانی سخن هم صادق است

7. گر بگوئی جام و می هر دو یکیست

8. در حقیقت حق بود آن بی شکیست

9. گر بگوئی جام جام و می می است

10. این یکی مائیم آن دیگر وی است

11. اعتبار معتبر باشد چنین

12. معتبر هم باشد آن قول و هم این

13. گاه محمودم گهی باشم ایاز

14. گاه نازی می کنم گاهی نیاز

15. عاشق و معشوق و عشقم گاه گاه

16. این چنین فرمود محبوب اله

17. در دل خود دلبر خود را بجو

18. کام جان خویشتن اینجا بجو

19. نعمت الله جو که تا یابی همه

20. هرچه می جوئی ز ما یابی همه


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر آدمی که کشتهٔ شمشیر عشق شد
* گو غم مخور که ملک ابد خونبهای اوست
شعر کامل
سعدی
* بوی کافور ازین مرده دلان می آید
* که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
* گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی
شعر کامل
حافظ