شاه نعمت‌الله ولی_دیوانمثنوی ها (فهرست)

شمارهٔ 9

1. نقشبندی نقش خوبی بسته بود

2. خاطرش با نقش خود پیوسته بود

3. با خیال خویش ذوقی داشتی

4. هر زمان نقشی ز نو بنگاشتی

5. موم بودی مایهٔ نقاشیش

6. نقش ها می بست با اوباشیش

7. هرکه او نقش خوشی می ساختی

8. می شکستی باز و می انداختی

9. نقش اعیانند و موم اینجا وجود

10. در وجود عام نقاشی نمود

11. جمله از بسط وجود عام اوست

12. هرچه ما داریم جود عام است

13. نقشبندی بین و نقاشی نگر

14. باده نوشی ذوق اوباشی نگر

15. خاص و عام اینجا دو نوعند از وجود

16. در ظهور آن یک دوئی ما را نمود

17. نقش با نقاش خود پیوسته اند

18. در ازل این عهد با خود بسته اند

19. نقش می بندد به صد دستان نگار

20. هست نقاشی نقش صد هزار

21. نقش نقاشیست هر صورت که هست

22. این چنین نقش خوشی دیگر که بست

23. ما بر آب دیده نقشی بسته ایم

24. با خیال خویش خوش پیوسته ایم

25. خوش خیالی نقش می بندد مدام

26. حسن او بر دیدهٔ ما والسلام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز آسمان بگذرم ار بر منت افتد نظری
* ذره تا مهر نبیند به ثریا نرسد
شعر کامل
سعدی
* چنین است رسم سرای فریب
* گهی در فراز و گهی در نشیب
شعر کامل
فردوسی
* کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
* تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
شعر کامل
فروغی بسطامی