شیخ محمود شبستریگلشن راز (فهرست)

شمارهٔ 5 - تمثیل در بیان سر پنهانی حق در عین پیدایی

1. اگر خورشید بر یک حال بودی

2. شعاع او به یک منوال بودی

3. ندانستی کسی کین پرتو اوست

4. نبودی هیچ فرق از مغز تا پوست

5. جهان جمله فروغ نور حق دان

6. حق اندر وی ز پیدایی است پنهان

7. چو نور حق ندارد نقل و تحویل

8. نیاید اندر او تغییر و تبدیل

9. تو پنداری جهان خود هست قائم

10. به ذات خویشتن پیوسته دائم

11. کسی کو عقل دوراندیش دارد

12. بسی سرگشتگی در پیش دارد

13. ز دوراندیشی عقل فضولی

14. یکی شد فلسفی دیگر حلولی

15. خرد را نیست تاب نور آن روی

16. برو از بهر او چشم دگر جوی

17. دو چشم فلسفی چون بود احول

18. ز وحدت دیدن حق شد معطل

19. ز نابینایی آمد راه تشبیه

20. ز یک چشمی است ادراکات تنزیه

21. تناسخ زان سبب کفر است و باطل

22. که آن از تنگ چشمی گشت حاصل

23. چو اکمه بی‌نصیب از هر کمال است

24. کسی کو را طریق اعتزال است

25. رمد دارد دو چشم اهل ظاهر

26. که از ظاهر نبیند جز مظاهر

27. کلامی کو ندارد ذوق توحید

28. به تاریکی در است از غیم تقلید

29. در او هرچ آن بگفتند از کم و بیش

30. نشانی داده‌اند از دیدهٔ خویش

31. منزه ذاتش از چند و چه و چون

32. «تعالی شانه عما یقولون»


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سعدی حدیث مستی و فریاد عاشقی
* دیگر مکن که عیب بود خانقاه را
شعر کامل
سعدی
* آن نقطه که پیرایهٔ پرگار وجود است
* خالی است که بر کنج لب نوش تو افتاد
شعر کامل
فروغی بسطامی
* این صورت بت چیست اگر خانه کعبه‌ست
* وین نور خدا چیست اگر دیر مغانه‌ست
شعر کامل
مولوی