وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 127

1. دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد

2. من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد

3. من و زخم تیز دستی که زد آنچنان به تیغم

4. که سرم فتاده برخاک و تنم خبر ندارد

5. همه زهر خورده پیکان خورم و رطب شمارم

6. چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد

7. ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان

8. همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد

9. به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده

10. به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد

11. بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق

12. بجز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد

13. می وصل نیست وحشی به خمار هجر خو کن

14. که شراب ناامیدی غم درد سر ندارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست
* فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست
شعر کامل
سعدی
* دارالقرار خانهٔ جاوید آدمیست
* این جای رفتنست و نشاید قرار کرد
شعر کامل
سعدی
* پریشان می تراود گفتگوی عشق از کلکم
* نهال خامه من بید مجنون است پنداری
شعر کامل
صائب تبریزی