وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 175

1. هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد

2. در خور شکر عطای تو زبانی بدهد

3. آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است

4. هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد

5. چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست

6. وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد

7. وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون

8. عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
* ببین که در طلبت حال مردمان چون است
شعر کامل
حافظ
* ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
* زبان در کام او بادام در قندست پنداری
شعر کامل
صائب تبریزی
* چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
* بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
شعر کامل
حافظ