وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 379

1. چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری

2. برو و بکش دو جامی که بسی ملال داری

3. دل تست فارغ از غم که شراب عیش خوردی

4. تو به عیش کوش و مستی که فراغ بال داری

5. تو نشسته در مقابل من و صد خیال باطل

6. که به عالم تخیل به که اتصال داری

7. به کدام علم یارب به دل تو اندر آیم

8. که ببینم و بدانم که چه در خیال داری

9. به ترشح عنایت غم باز مانده‌ای خور

10. تو که کاروان جانها به لب زلال داری

11. چه خوش است از تو وحشی ز شراب عشق مستی

12. که نه خستهٔ فراقی نه غم وصال داری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ظاهر و باطن ما آینه یکدگرند
* خاک در چشم حریفی که دهد بازی ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم
* که اگر راه دهم قافله بر گل برود
شعر کامل
سعدی
* مشو در روزگار دولت از افتادگان غافل
* به پیش پا نظر کن تا چراغت روشنی دارد
شعر کامل
صائب تبریزی