وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 7

1. طی زمان کن ای فلک ، مژدهٔ وصل یار را

2. پاره‌ای از میان ببر این شب انتظار را

3. شد به گمان دیدنی، عمر تمام و ، من همان

4. چشم به ره نشانده‌ام جان امیدوار را

5. هم تو مگر پیاله‌ای، بخشی از آن می کهن

6. ور نه شراب دیگری نشکند این خمار را

7. شد ز تو زهر خوردنم مایهٔ رشک عالمی

8. بسکه به ذوق می‌کشم این می ناگوار را

9. نیم شرر ز عشق بس تا ز زمین عافیت

10. دود بر آسمان رسد خرمن اعتبار را

11. وحشی اگر تو عاشقی کو نفس تورا اثر

12. هست نشانه‌ای دگر سینهٔ داغدار را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
* ما دم همت بر او بگماشتیم
شعر کامل
حافظ
* من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
* که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
شعر کامل
سعدی
* غم عشق آمد و غم‌های دگر پاک ببرد
* سوزنی باید کز پای برآرد خاری
شعر کامل
سعدی