ظهیر فاریابی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 100

1. بزرگوارا دنیا ندارد آن عظمت

2. که هیچکس را زیبد بدان سرافرازی

3. شرف به علم و عمل باشد و تو را همه هست

4. بدین نعیم مزور چرا همی نازی؟

5. ز چیست کاهل هنر را نمی کنی تمییز؟

6. تو نیز نه به هنر در زمانه ممتازی؟

7. به سوی من تو به بازی نگه مکن که ز علم

8. دلم به گیسوی حوران همی کند بازی

9. اگر چه تلخ بود یک سخن ز من بشنو

10. چنانک آن را دستور حال خودسازی

11. تو این سپر که ز دنیا کشیده ای در روی

12. به روز عرض مظالم چنان بیندازی

13. که از جواب سلامی که خلق را بر توست

14. به رد مظلمه دیگری نپردازی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در طریق عشق خار از پا کشیدن مشکل است
* ریشه در دل می کند خاری که در پا می رود
شعر کامل
صائب تبریزی
* گرت کسی بپرستد ملامتش نکنم من
* تو هم در آینه بنگر که خویشتن بپرستی
شعر کامل
سعدی
* به منزل رسید آنک پوینده بود
* رهی یافت آن کس که جوینده بود
شعر کامل
فردوسی