ظهیر فاریابی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 22

1. بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر

2. حقیقت است که جز کردگار قادر نیست

3. به حکم آنک بد و نیک هر چ پیش آید

4. مقدّرست به هر حال اگر چ ظاهر نیست

5. به سعی می نشود هیچ گونه روزی بیش

6. ز روی کم خردی گر چه مرد صابر نیست

7. بلی عنایت صاحب که در مصالح خلق

8. ز یک دقیقه به انواع لطف قاصر نیست

9. چو سوی جمله نظر می کند ز روی کرم

10. چرا به جانب من هیچ گونه ناظر نیست

11. به صد امید دل اندر تو بسته ام که از آن

12. زبان حال من به اتمام هیچ شاکر نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
* جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
شعر کامل
سعدی
* مزن بلبل دم از نسرین که در خلوتگه رامین
* چو ویس دلستان باشد نشاید نام گل بردن
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* کسی که قیمت ایام وصل نشناسد
* ببایدش دو سه روزی مفارقت کردن
شعر کامل
سعدی