ابوسعید ابوالخیر_دیوانرباعی ها (فهرست)

رباعی شمارهٔ 431

1. آن دم که حدیث عاشقی بشنودم

2. جان و دل و دیده را به غم فرسودم

3. می‌پنداشتم عاشق و معشوق دواند

4. چون هر دو یکیست من خود احول بودم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ناصحا، بیهوده می‌گویی که دل بردار ازو
* من به فرمان دلم کی دل به فرمان من‌ست؟
شعر کامل
هلالی جغتایی
* کرانی ندارد بیابان ما
* قراری ندارد دل و جان ما
شعر کامل
مولوی
* معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
* کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی