ابوسعید ابوالخیر_دیوانرباعی ها (فهرست)

رباعی شمارهٔ 431

1. آن دم که حدیث عاشقی بشنودم

2. جان و دل و دیده را به غم فرسودم

3. می‌پنداشتم عاشق و معشوق دواند

4. چون هر دو یکیست من خود احول بودم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
* تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
شعر کامل
سعدی
* افتاده را دوباره فکندن کمال نیست
* آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن
شعر کامل
صائب تبریزی
* هر کجا ویران بود آن جا امید گنج هست
* گنج حق را می‌نجویی در دل ویران چرا
شعر کامل
مولوی