اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 231

1. رقیب مانع دیدار یار من شده است

2. عجب ستاره نحسی دچار من شده است

3. برزوگار که این فتنه بود کز خط تو

4. بلای جان من و روزگار من شده است

5. بخون دیده و دل لعبتی که پروردم

6. چرا چو گوهر اشک از کنار من شده است

7. کسی که از غم عشق تو عیب من میکرد

8. چو دید روی ترا شرمسار من شده است

9. بیار باده و بی اختیارم از می کن

10. چرا که کار من از اختیار من شده است

11. از آن خوشم که چو اهلی، بباد شد خاکم

12. که یارش آینه صاف از غبار من شده است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز بس که گشته ام از فکر آن میان باریک
* زشرم مردم باریک بین نهان شده ام
شعر کامل
جامی
* قفس تنگ فلک جای پر افشانی نیست
* یوسف نیست درین مصر که زندانی نیست
شعر کامل
صائب تبریزی
* حسن بالای چو سروش ز خرامیدن و خواب
* طعنه بر قامت شمشاد و صنوبر زده بود
شعر کامل
اوحدی