اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 327

1. یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت

2. یوسف من آنچنان گمشد که کس بویش نیافت

3. خاک شو گر مهر ازو داری کز آن خورشید رخ

4. هرکه خاک ره نشد یکذره ره سویش نیافت

5. کشته او از محبت تا کسی چون من نشد

6. معجز عیسی ز سحر چشم جادویش نیافت

7. جان شیرینم فدایش کرد و هرگر جان من

8. یک نظر بی زهر چشم از تلخی خویش نیافت

9. عمر اهلی گرچه در پای سگانش صرف شد

10. مردمی در هیچکس غیر از سگ کویش نیافت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* قطره آبی که دارد در نظر گوهر شدن
* از کنار ابر تا دریا تنزل بایدش
شعر کامل
صائب تبریزی
* این قطرهٔ خون تا یافت از لعل لبش رنگی
* از شادی آن در پوست چون نار نمی‌گنجد
شعر کامل
عراقی
* صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست
* ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست
شعر کامل
سعدی