اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 451

1. کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند

2. هر کسی را بهر کاری در جهان آورده اند

3. اینهمه افسانه کز فرهاد و مجنون ساختند

4. شرح حال ماست یکی یک در بیان آورده اند

5. عاشقانرا عشق اگر چونشمع میسوزد رواست

6. تا چرا سوز نهان را بر زبان آورده اند

7. آندو لعل لب که جان بخشید چون آب حیات

8. در سخن صد همچو عیسی را بجان آورده اند

9. در طریق عاشقی اهلی ز کشتن چاره نیست

10. خوش بر آ، کامروز ما را در میان آورده اند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
* غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم
شعر کامل
وحشی بافقی
* به شوربختی ازان دل نهاده ام که نمک
* برای تلخی بادام بهتر از قندست
شعر کامل
صائب تبریزی
* درونت حرص نگذارد که زر بر دوستان پاشی
* شکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد
شعر کامل
سعدی