اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 57

1. ای بی تو ازخون بسته گل مژگان من برخارها

2. خارست دور از روی تو در چشم من گلزارها

3. هر چند کز آب بقا باشد خضر دور از فنا

4. بیند شهیدان تو را میرد ز حسرت بارها

5. خوش پای داری آنچنان کز دیدن آن ناتوان

6. سازند چون صورت بتان جابر سر دیوارها

7. تا حال جان از شیونم دانی یکایک ای صنم

8. قانون صفت دارد تنم از رشته جان تارها

9. کار تو ناز و دلبری کار دل ما خون خوری

10. ماییم و عشقت ای پری داریم با هم کارها

11. زخم تو دارم متصل در سینه ای پیمان گسل

12. من چون زیم آزرده دل با این همه آزارها

13. اهلی زشوق گلرخان چون گل بود آشفته جان

14. گل در چمن جامه دران او در سر بازارها


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اول کسی که ریخته است آب روی من
* اشک است کش به خون جگر پروریده‌ام
شعر کامل
سلمان ساوجی
* بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
* بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
شعر کامل
مولوی
* تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین
* به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
شعر کامل
سعدی