اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 709

1. در لعل لبش چاشنی خنده ببینید

2. در آب حیات آتش سوزنده به بینید

3. نظاره کنید آینه طلعت او را

4. تا صورت حال من درمانده به بینید

5. خونریزی چشم سیه او اگر این است

6. مشکل که در آفاق کسی زنده به بینید

7. گر گل بشکست از رخ آنشوخ عجب نیست

8. گل چیست؟ شکست مه تابنده به بینید

9. ایشاه وشان دولت خوبی گذران است

10. یک ره سوی درویش کهن ژنده به بینید

11. اول نظر از خویش بپوشید چو اهلی

12. وانگاه در و صورت فرخنده به بینید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای
* تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه‌ام
شعر کامل
رهی معیری
* خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند
* آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار
شعر کامل
سعدی
* دست و پا گم میکنم زان نرگس نیلوفری
* من که عمری شد بلای آسمانی می کشم
شعر کامل
صائب تبریزی