اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 747

1. گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد

2. یک سخن گفت از لب شیرین که جانش تازه کرد

3. عقل اگرچه بر رخت دروازه چشمم ببست

4. فتنه در ملک دل آخر رخنه زین دروازه کرد

5. تا تو پیدا گشتی ایمه نام شیرین گشت گم

6. گرچه حسن روی او عالم پر از آوازه کرد

7. بسته خط تو دل زان شد که استاد ازل

8. رشته جان نسخه حسن ترا شیرازه کرد

9. کار عشقت ای پری اندازه اهلی نبود

10. لاجرم دیوانه شد چون کار بی اندازه کرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* با مدعی بگوی که ما خود شکسته‌ایم
* محتاج نیست پنجه که با ما درافکنی
شعر کامل
سعدی
* دل گم کرده در این شهر نه من می‌جویم
* هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست
شعر کامل
سعدی
* بس که دردسر ز فریاد و فغان خود کشم
* از دهان چون ناله می خواهم زبان خود کشم
شعر کامل
جامی