اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 891

1. از یار مکن ناله و لب بسته ز غم باش

2. گر همنفس آیینه یی حاضر دم باش

3. در پرده ناموس محبت نتوان یافت

4. ناموس خود آتش زن و چون شمع علم باش

5. در عشق فراغت طلبی همت پست است

6. مارا سر راحت نبود گو همه غم باش

7. خوشباش اگرت چهره بخون سرخ کند یار

8. هر رنگ که مقصود دل اوست تو هم باش

9. از کشتن عشاق پشیمان مشو ایشوخ

10. آنجا که تویی گو همه آفاق عدم باش

11. با اهل نظر ترک جف غایت جورست

12. زنهار که رحمی کن و در بند ستم باش

13. اهلی که سگ تست اگر زد نفسی گرم

14. او را بکرم عفو کن از اهل کرم باش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همین بس شاهد یکرنگی معشوق با عاشق
* که بلبل عاشق است و گل گریبان پاره می سازد
شعر کامل
صائب تبریزی
* پا منه از راه بیرون همچو طفل نی سوار
* گر به ظاهر در کف خواهش عنانت داده اند
شعر کامل
صائب تبریزی
* به سان‌ گوی کردم دل که دیدم آن صنم دارد
* زسنبل زلف چون چوگان و ازگل چهره چون میدان
شعر کامل
امیر معزی