امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 140

1. دلی کش صبر نبود آن من نیست

2. کسی کو دل دهد جانان من نیست

3. کبابم ساخت، این خونابه زان ست

4. گنه بر دیده گریان من نیست

5. همه مضمون من شهری فرو خواند

6. که مهر صبر در فرمان من نیست

7. تو می سوز ای دل و مگری تو، ای چشم

8. که شعله در خور طوفان من نیست

9. رخش دیدم به دل گفتم چه گویی؟

10. که یعنی این بلا بر جان من نیست

11. نصیحت از خرد جستم، خرد گفت

12. که بر دیوانگان فرمان من نیست

13. شب دوشینه جان سویش چنان رفت

14. که زان اوست گویی ز آن من نیست

15. چو تیرم زد، کشید آلوده خون

16. به خنده گفت کاین پیکان من نیست

17. بسوزد خسروا، دلها چه نیکوست

18. که گوش خلق بر افغان من نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
* هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
شعر کامل
حافظ
* رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
* جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
شعر کامل
حافظ
* خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
* ساقی بده بشارت رندان پارسا را
شعر کامل
حافظ