امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1979

1. نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی

2. اینک اینک که سراپای گل و آتش وی

3. بعد ازین جامه لطیف و تنک و تر پوشند

4. چو گل تازه بتان ختن و خلخ و ری

5. نازنینا، عرق از روی تو بر گل بچکید

6. می ممزوج لبالب برسان پی بر پی

7. پاک کن خوی ز بنا گوش که این مردم چشم

8. خون خود ریزد هر جا که بریزد ز تو خوی

9. رو سوی آب و به یک خنده پر از شکر کن

10. بر لب جوی به هر جا که روی روید نی

11. خیز و گلگشت چمن کن که نمانده ست به راه

12. چشم نرگس که ز تو زان ره بخرامی یک پی

13. خون خسرو به قدح کن، اگرت می باید

14. عاشق تست، مبادا که بگوید هی هی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست
* ای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست
شعر کامل
سعدی
* سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
* هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
شعر کامل
حافظ
* من و دل گر فدا شدیم چه باک
* غرض اندر میان سلامت اوست
شعر کامل
حافظ