امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 221

1. شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاست

2. باده روشن و رخساره دلخواه کجاست

3. آتش اینک دل و می گریه خونین، تن من

4. خرگه گرم، ولی ماه سحرگاه کجاست

5. دی همی رفت و ز بس دیده که غلتید به خاک

6. گفت، یا رب که کجا پای نهم، راه کجاست

7. هر شب، ای دیده که بر چرخ ستاره شمری

8. جان من عزم سفر کرد، بگو راه کجاست

9. من برآنم ز زنخدانت که بر چاه افتم

10. یک زمان ترک زنخ گیر، بگو راه کجاست

11. ماه من کور شد این دیده زبیداری شب

12. آخر از زلف نپرسی که سحرگاه کجاست

13. دی همی رفت و زبس دیده که غلتید به خاک

14. گفت، یارب که کجا پای نهم، راه کجاست

15. هر شب، ای دیده که بر چرخ ستاره شمری

16. جان من عزم سفر کرد، بگو راه کجاست

17. من برآنم ز زنخدانت که بر چاه افتم

18. یک زمان ترک زنخ گیر، بگو راه کجاست

19. ماه من کور شد این دیده زبیداری شب

20. آخر از زلف نپرسی که سحرگاه کجاست

21. گفتی از طره کوته شب تو روز کنم

22. ای بریده سرم آن طره کوتاه کجاست

23. پیش ازین کردمی از آه دل خود خالی

24. دل کزان مانده کنون طاقت آن آه کجاست

25. عزم ره دارد خسرو ز پی توبه عشق

26. توشه اینک غم دل، بارگه شاه کجاست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه
* هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
* از سنبل تر سلسله برنسترن افتد
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* تهی ز باده حکمت مدان خموشان را
* که همچو کوزه سر بسته پر می نابند
شعر کامل
صائب تبریزی