امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 265

1. چشم فتانت که دی بر رو نخفت

2. فتنه را بیدار کرده او نخفت

3. تاز جوی لب خط سبزت بخاست

4. سبزه تر بر لب هر جو نخفت

5. گل برآمد با تو و بادش به روی

6. پشت دستی زد که تو بر تو نخفت

7. من نخفتم در فراقت هیچ گاه

8. چشم من در حسرت آن رو نخفت

9. نی خود آن نرگس به خونم راه داشت

10. بخت من، کان غمزه بد خو نخفت

11. هر که پهلوی تو خود در خواب دید

12. تا قیامت هم بر آن پهلو نخفت

13. بازویت خسرو چو زیر سر نیافت

14. کرد تنها زیر سر بازو، نخفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به من چندان گناه از بدگمانی می‌کند نسبت
* که منهم در گمان افتاده پندارم گنه کارم
شعر کامل
محتشم کاشانی
* خموش حافظ و از جور یار ناله مکن
* تو را که گفت که در روی خوب حیران باش
شعر کامل
حافظ
* یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت
* در بند آن مباش که مضمون نمانده است
شعر کامل
صائب تبریزی