امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 499

1. دل رفت به سوی تو، همان سوی که شد ماند

2. جان کرد به ره حمله و آن نیز برون ماند

3. از کوی تو باز آمد و بر آتش دل سوخت

4. هر نامه صبری که ازین پیش دلم خواند

5. اندر دلم این بود که بگذشت همه عمر

6. وین دیده نثاری به ته پای تو افشاند

7. آب از جگرم خورد و برم نیز جگر داد

8. بالات نهالی که در آب و گل ما شاند

9. پرسند عزیزان و نخوانم بر خود، ازانک

10. کس بر جگر سوخته مهمان نتوان ماند

11. آن یار به دل در شد و تن خدمت او کرد

12. بستند در دل، خرد و هوش برون ماند

13. کردیم بحل نرگس بازنده او را

14. خسرو همه هستی که به یک داد لبش خواند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گلی دیدم نچیدم بامدادش
* دریغا چون شب آمد برد بادش
شعر کامل
نظامی
* در بوستان حریفان مانند لاله و گل
* هر یک گرفته جامی بر یاد روی یاری
شعر کامل
حافظ
* هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی می کنند
* چهره امروز در آیینه فردا خوش است
شعر کامل
صائب تبریزی