امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 70

1. چو در چمن روی از خنده لب مبند آنجا

2. که تا دگر نکند غنچه زهر خند آنجا

3. رخ تو دیدم و گفتی سپند سوز مرا

4. چو جان بجاست چه سوزد کسی سپند آنجا

5. کسان به کوی تو پندم دهند و در جایی

6. که دیده روی تو بیند، چه جای پند آنجا

7. به خانه تو همه روز بامداد بود

8. که آفتاب نیارد شدن بلند آنجا

9. به شانه شست تو می بافت زلف چون زنجیر

10. مگیر سخت که دیوانه ایست چند آن جا

11. کجا روم که ز کوی تو هر کجا که روم

12. رسد زجعد کمندت خم کمند آنجا

13. ز زلفش آمدی، ای باد، حال دلها چیست؟

14. چگونه اند اسیران مستمند آنجا

15. بر آستان تو هر کس به رحمتی مخصوص

16. مگر که خسرو بیچاره دردمند آنجا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شکایتی که ز زلف دراز اوست مرا
* به گفتن و به شنیدن نمی شود آخر
شعر کامل
صائب تبریزی
* گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه ای
* می کند با صد زبان تلقین خاموشی ترا
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز دریا به دریا همی مرد بود
* رخ ماه و خورشید پر گرد بود
شعر کامل
فردوسی