انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 321

1. قرطه بگشای و زمانی بنشین بیش مگوی

2. روی بنمای که امروز چنین دارد روی

3. در عذر و گره موی ببند و بگشای

4. که پذیرای گره شد تنم از مویه چو موی

5. ای شده پای دلم آبله در جستن تو

6. چون به دست آمدیم دل بنه و جست مجوی

7. سنگ عشق تو چو بشکست سبوی دل من

8. باز باید زدن آخر بهم این سنگ و سبوی

9. انوری پای نخواهد ز گل عشق تو شست

10. گر تو زو دست بشویی چه کنم دست بشوی


قبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بلبلی را که به دیدار ز گل قانع شد
* در اگر بسته شود رخنه دیواری هست
شعر کامل
صائب تبریزی
* زره ز زلف گره گیر بر تن است تو را
* به روز رزم چه حاجت به جوشن است تو را
شعر کامل
فروغی بسطامی
* دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست
* ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
شعر کامل
سعدی