انوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 80

1. روی تو آرام دلها می‌برد

2. زلف تو زنهار جانها می‌خورد

3. تا برآمد فتنهٔ زلف و رخت

4. عافیت را کس به کس می‌نشمرد

5. منهی عشق به دست رنگ و بوی

6. راز دلها را به درها می‌برد

7. وقت باشد بر سر بازار عشق

8. کز تو یک غم دل به صد جان می‌خرد

9. بر سر کوی غمت چون دور چرخ

10. پای کس جز بر سر خود نسپرد

11. هست دل در پردهٔ وصل لبت

12. لاجرم زلف تو پرده‌اش می‌درد

13. پای در وصل لبت نتوان نهاد

14. تا سر زلف تو در سر ناورد

15. گویمت وصلی مرا گویی که صبر

16. تا دلم آن را طریقی بنگرد

17. جمله در اندیشه سازی کار وصل

18. تا تو بندیشی جهان می‌بگذرد

19. وعده را بر در مزن چندین به عذر

20. زندگانی را نگر چون می‌برد

21. گویی از من بگزران ای انوری

22. چون کنم می‌نگزرد می‌نگزرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن روز که تعلیم تو می‌کرد معلم
* بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟
شعر کامل
هلالی جغتایی
* چشم گریست خون و دل گفت که یاس من نگر
* زانکه خزان وصل را یاسمنم، دریغ من
شعر کامل
خاقانی
* از نگاهی می دهد جان چشم او عشاق را
* نرگس بیمار اینجا کار عیسی می کند
شعر کامل
صائب تبریزی