انوری_دیوانمقطع ها (فهرست)

شمارهٔ 407 - سلطان سنجر را گوید

1. ای جهان را عدل تو آراسته

2. باغ ملک از خنجرت پیراسته

3. حلقهٔ شب رنگ زلف پرچمت

4. روزها رخسار فتح آراسته

5. در دو دم بنشانده از باران تیر

6. هر کجا گرد خلافی خاسته

7. خسروان نقش نگین خسروی

8. نام را جز نام تو ناخواسته

9. گنجها خواهان ز دستت زان شدند

10. کز پی خواهنده داری خواسته

11. در بلاد ملک تو با خاک بیز

12. راستی ناید ز خاک آراسته

13. ای به قدر و رای چرخ و آفتاب

14. باد ماه دولتت ناکاسته


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک
* دانه را دردانه کردی عاقبت
شعر کامل
مولوی
* من نه تنها خواهم این خوبان شهر آشوب را
* کیست در شهر آنکه خواهان نیست روی خوب را
شعر کامل
جامی
* سخن را روی گرم از قید خاموشی برون آرد
* سپند از آتش سوزان بلند آواز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی