عراقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 255

1. آمد به درت امیدواری

2. کو را بجز از تو نیست یاری

3. محنت‌زده‌ای، نیازمندی

4. خجلت‌زده‌ای، گناهکاری

5. از گفتهٔ خود سیاه‌رویی

6. وز کردهٔ خویش شرمساری

7. از یار جدا فتاده عمری

8. وز دوست بمانده روزگاری

9. بوده به درت چنان عزیزی

10. دور از تو چنین بمانده خواری

11. خرسند ز خاک درگه تو

12. بیچاره به بوی یا غباری

13. شاید ز در تو باز گردد؟

14. نومید، چنین امیدواری

15. زیبد که شود به کام دشمن

16. از دوستی تو دوستداری؟

17. بخشای ز لطف بر عراقی

18. کو ماند کنون و زینهاری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* فتنه برانگیخت دل خون شهان ریخت دل
* با همه آمیخت دل گر چه جدا می‌رود
شعر کامل
مولوی
* بد و نیک هر گونه باید کشید
* ز هر تلخ و شوری بباید چشید
شعر کامل
فردوسی
* مشکل که رود داغت هرگز ز دل چاکم
* تا لاله مگر روزی سر برزند از خاکم
شعر کامل
هلالی جغتایی