عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 538

1. کار چو از دست من برفت چه سازم

2. مات شدم نیز خانه نیست چه بازم

3. در بن این خاکدان عالم غدار

4. اشک فشان همچو شمع چند گدازم

5. چون نفسی دیگرم ز عمر امان نیست

6. این نفسی چند در هوس به چه تازم

7. چو گل یک روزه در میانهٔ صد خار

8. بر سر پایم نشسته سر چه فرازم

9. پردهٔ من چون درید پرده‌در چرخ

10. در پس این پرده، پرده چند نوازم

11. چارهٔ من چون به دست چاره گران نیست

12. حیله چه گویم کنون و چاره چه سازم

13. قصهٔ اندوهت آشکار چه گویم

14. زانکه من خسته دل نهفت نیازم

15. واقعه کوته کنم چه گویم ازین بیش

16. خاصه که پیش اندر است راه درازم

17. ای دل عطار دم مزن که درین دیر

18. دم نتوان زد ز سر پردهٔ رازم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم
* با پادشه بگوی که روزی مقدر است
شعر کامل
حافظ
* مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل
* گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان
شعر کامل
حافظ
* ز خنده رویی گردون فریب رحم مخور
* که رخنه های قفس رخنه رهایی نیست
شعر کامل
صائب تبریزی