عطار_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 769

1. گر از همه عاشقان وفا دیدی

2. چون من به وفای خود که را دیدی

3. دانی تو که جز وفا ندیدی خود

4. در جملهٔ عمر تا مرا دیدی

5. من از تو به جان خود جفا دیدم

6. تو از من خسته دل وفا دیدی

7. این است جفا که زود بگذشتی

8. از بی رویی چو روی ما دیدی

9. برگشتی تو ز بی دلی هر دم

10. این مصلحت آخر از کجا دیدی

11. می‌بگذری و روی تو از پیشم

12. ما را تو به راه آسیا دیدی

13. بیگانه مباش چون دو چشمم را

14. از خون جگر در آشنا دیدی

15. تا روی چو آفتاب بنمودی

16. بس دل که چو ذره در هوا دیدی

17. عطار ز دست رفت و تو با او

18. دیدی که چه کردی و چها دیدی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چنینست رسم سرای کهن
* سرش هیچ پیدا نبینی ز بن
شعر کامل
فردوسی
* دوستی با ناتوانان مایه روشندلی است
* موم چون با رشته سازد شمع محفل می شود
شعر کامل
صائب تبریزی
* وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
* تلخ شد کام حسود از مردن شیرین من
شعر کامل
فروغی بسطامی