عطار_منطق‌الطیرعذر آوردن مرغان (فهرست)

شمارهٔ 83-حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود

1. بود مجنونی عجب در کوه سار

2. با پلنگان روز و شب کرده قرار

3. گاه گاهش حالتی پیدا شدی

4. گم شدی در خود کسی کانجا شدی

5. بیست روز آن حالتش برداشتی

6. حالت او حال دیگر داشتی

7. بیست روز از صبح دم تا وقت شام

8. رقص می‌کردی و برگفتی مدام

9. هر دو تنهاییم و هیچ انبوه نه

10. ای همه شادی و هیچ اندوه نه

11. گر بمیرد هر که را با اوست دل

12. دل بدو ده دوست دارد دوست دل

13. هرک از هستی او دلشاد گشت

14. محو از هستی شد و آزاد گشت

15. شادی جاوید کن از دوست تو

16. تا نگنجد هیچ کل در پوست تو


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خوردن گندم برون انداخت آدم را ز خلد
* تا بدانی پیش حق یک جو اطاعت سهل نیست
شعر کامل
صائب تبریزی
* همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
* دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
شعر کامل
حافظ
* بدان را نوازش کن ای نیکمرد
* که سگ پاس دارد چو نان تو خورد
شعر کامل
سعدی