عطار_مختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد (فهرست)

شمارهٔ 97

1. روی تو که عقل ازو خجل میآید

2. ماهی است که بس مهر گسل میآید

3. دور از رویت چو شمع ازان میسوزم

4. کز شمعِ رخت سوز به دل میآید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ثمر در پای خود افشاندن از هر نخل می آید
* خوشانخلی که فیض خود به جای دور می بارد
شعر کامل
صائب تبریزی
* بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد
* عاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو
شعر کامل
سنایی
* غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست
* جمال دولت محمود را به زلف ایاز
شعر کامل
حافظ