عطار_مختارنامهباب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع (فهرست)

شمارهٔ 98

1. شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست

2. اشک افشانم بر رخ زردی که مراست

3. هر چند که اشک من ز آتش خیزد

4. افسرده شود از دم سردی که مراست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* غبار تن نگیرد دامن دلهای قدسی را
* قفس بر مرغ وحشی شهپر پرواز می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* جام لعل و جامهٔ نیلی سیه روئی بود
* خیز و خم بنمای تا خمری کنم دلق کبود
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* دل آگاه در پیری زغفلت بیش می لرزد
* که وقت صبح اکثر شبروان را خواب می آید
شعر کامل
صائب تبریزی