عطار_مصیبت نامهبخش نهم (فهرست)

شمارهٔ 7-الحكایة و التمثیل

1. بر پلی میشد نظام الملک شاد

2. چشم او ناگه بزیر پل فتاد

3. بیدلی در سایهٔ پل رفته بود

4. فارغ از هر دو جهان خوش خفته بود

5. گفت اگر عاقل اگر آشفتهٔ

6. هرچه هستی فارغ و خوش خفتهٔ

7. بیدل دیوانه گفتش ای نظام

8. کی دو تیغ آید بهم در یک نیام

9. ملک دنیا هست دین میبایدت

10. آن همه داری و این میبایدت

11. گر ترا دین باید از دنیا مناز

12. هردو با هم راست ناید کژ مباز


قبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
* که همه شب در چشمست به فکرت بازم
شعر کامل
سعدی
* تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق
* جایی دلم برفت که حیران شود عقول
شعر کامل
سعدی
* حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
* این توانم که بیایم به محلت به گدایی
شعر کامل
سعدی