عطار_مصیبت نامهبخش بیست و هفتم (فهرست)

شمارهٔ 10-الحكایة و التمثیل

1. آن یکی دیوانهٔ پرسید راز

2. کای فلان حق را شناسی بی مجاز

3. گفت چون نشناسمش صد باره من

4. زانک ازو گشتم چنین آواره من

5. هم ز شهر و هم زخویشان دور کرد

6. دل زمن برد و مرا مهجور کرد

7. روز و شب در دست دارد دامنم

8. جمله من او را شناسم تا منم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خضر دارد داغها بر دل ز استغنای من
* روی آب زندگی را برزمین مالیده ام
شعر کامل
صائب تبریزی
* جهان آرمیده ز دست بدی
* شده آشکارا ره ایزدی
شعر کامل
فردوسی
* آن زلف مکن شانه که زنجیر دل ماست
* بر هم مزن آن سلسله را شانه نگه دار
شعر کامل
وحشی بافقی